جستجوي مطالب
Google
chidazin.sabablog.com
گل با کاغذ کشی

اکثر ما به کارهای هنری و ساخت کاردستی علاقه زیادی داریم،مخصوصا اگر در انتها به یک کار زیبا برسیم. در اینجا میخواهیم ساخت گل رز با کاغذ کشی را آموزش بدهیم. این گل کاغذی یک کاردستی زیبا برای هدیه به دوستان و خانواده است. امیدواریم از ساخت این گل با کاغذ کشی لذت ببرید.

وسایل لازم

کاغذ کشی
چسب گرم
توپ فوم یا اسفنجی

شیوه ساخت

در ابتدا ی کاردستی اگر کاغذ کشی به صورت یک دست و صفحه ای است؛ برای سهولت در کار بهتر است آن را به نوارهایی به پهنای 6 سانتی متر برش بزنید. سپس ابتدای نوار را روی هم یک پیچ ایجاد کنید و آن را بین انگشت شصت و سبابه به شکل لوله ای به هم پیچیده درآورید. بعد، ادامه نوار کاغذ کشی را مجددا یک پیچ بیندازید و دور این لوله بپیچید. مقداری چسب لای هر ردیف بزنید تا کار محکم تر شود.

گل با کاغذ کشی

توجه داشته باشید؛ هر دفعه که یک پیچ روی کاغذ کشی می زنید، یک گلبرگ این رز زیبا را تشکیل داده اید. بزرگی گل بستگی به سلیقه شما دارد. هر چه تعداد پیچش های نوار کاغذ کشی بیشتر باشد گل به همین ترتیب بزرگتر خواهد شد. انتهای طول کاغذ کشی را با چسب گرم به هم متصل کنید.

گل رز.سایت نوجوان ها (1)

در اثر پیچش نوار کاغذ کشی پایه ای برای گل کاغذی به وجود خواهد آمد. برای زیبا تر شدن کار در انتها پایه را رو به پشت گل خم کنید و آن را با چسب گرم به پشت گل متصل کنید.

گل رز.سایت نوجوان ها (2)


تمامی گل ها را می توانید با چسب حرارتی یا سنجاق هایی که انتهای آن ها یک مروارید دارد؛ روی یک گوی کائوچویی یا اسفنجی نصب کنید. یا می توانید رز ها را به یک حلقه فومی متصل و به در اتاقتان آویزان کنید. هر نوع تزیین دیگر که مایل بودید را می توانید با این گل رز زیبا انجام دهید و لذت ببرید.


امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 0

تاريخ : شنبه 1 ارديبهشت 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

خمیر مجسمه سازی

مواد لازم

نشاسته ذرت 1 پیمانه

گلیسیرین 1/5 قاشق غذا خوری

چسب چوب، یک پیمانه

آبلیمو، یک قاشق غذاخوری

وازلین بچه ( تیوپی)

طرز تهیه خمیر

Dough Sculpture (2)

Dough Sculpture

بهتر است نشاسته را با آسیای برقی خوب پودر کنید و سپس آن را بوسیله الک ریز چندین بار به خوبی الک کنید تا ذرات درشت آن جدا شود. از چسب چوب هایی استفاده کنید که بعد از خشک شدن بی رنگ باشند. نشاسته و چسب چوب و گلیسیرین و آب لیمو را در ظرف مناسب به خوبی با هم مخلوط کنید تا خمیری صاف و یک دست بدست آید. برای آسان شدن کار می توانید از ظرف های پلاستیکی استفاده کنید .
پس از آن ته یک ظرف لعابی یا تفلون را با کمی وازلین چرب کنید و مواد را درون ظرف بریزید.
ظرف را بر روی شعله کاملا ملایم قرار داده و به آرامی حرارت دهید و مرتب با قاشق هم بزنید تا خمیر ته نگیرد. باید کاملا با حوصله و دقت رفتار کنید تا خمیر لطیفی به دست آید. حتی در برخی موارد اگر به روش (بن ماری ) یا حرارت غیر مستقیم یعنی ظرف را روی بخار آب جوش ورز دهید خمیر به اصطلاح مغز بخته تر خواهد شد و لطافت خمیر نیز بیشتر می شود .
وقتی خمیر خوب حرارت دید و از ته ظرف جدا شد ، دستانتان را با وازلین کمی چرب کنید و خمیر را با دقت و حوصله ورز دهید تا مواد کاملا یکدست شود . مراقب پوستتان باشید تا دچار سوختگی و آسیب های جدی نشود .
پس از آن کمی صبر کنید تا خمیر خنک شود و آن را در پارچه ای تمیز بگذارید و اجازه دهید تا کاملا خنک شود .

پس از آن می توانید برای این که سطح رویی خمیر مجسمه سازی خشک نشود آن را در کیسه نایلونی نگهداری کنید. اگر نایلون را در جعبه ای قرار دهید برای مدت طولانی تری می توانید خمیر را در یخچال نگهداری کنید.


امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 0

تاريخ : شنبه 1 ارديبهشت 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

پادشاهان قاجار

سلسله پادشاهان قاجار شامل 6 پادشاه میشود که با آقا محمد خان شروع می شود و با احمد شاه پایان می یابد.

آقا محمد خان قاجار متولد: ۱۱۲۱خورشیدی وفات: ۲۸خرداد ۱۱۷۶خورشیدی محل دفن: نجف اشرف وقایع مهم: *برانداختن سلسله زندیه *کشتن لطفعلی خان زند * تاسیس سلسله قاجاریه *انتقال پایتخت از شیراز به تهران *حمله روسیه به ایران

000224

فتح علی شاه قاجار تولد: ۱۵شهریور ۱۱۵۱خورشیدی وفات: ۱آبان ۱۲۱۳خورشیدی محل دفن: شهر قم وقایع مهم: *ادامه جنگ های روسیه با ایران *انعقاد عهد نامه های گلستان و تر کمان چای بین ایران و روسیه و جدا شدن بخش هایی از ایران *واگذاری کنترل خلیج فارس به انگلیسی ها *انعقاد قرارداد ارزنه الروم بین ایران و عثمانی
Nasr_al_Din_Shah_Qajar

ناصرالدین شاه قاجار تولد: ۲۵تیر ۱۲۱۰خورشیدی وفات: ۱۲اردیبهشت ۱۲۷۵خورشیدی محل دفن: حرم حضرت عبدالعظیم شهر ری وقایع مهم: *انتصاب میرزا تقی خان امیرکبیر به صدارت و اصلاحات او *اعدام سید علی محمد باب و سرکوب شورش بابیان *کشته شدن امیرکبیر با توطئه خارجیان و به دست عوامل داخلی آن ها *فتح هرات و واگذاری مجدد آن با فشار انگلیسی ها *سفر به فرنگستان *اعطای امتیاز تنباکو و قیام مردم و لغو این امتیاز *ترور شاه در آستانه شروع پنجاه و یکمین سال سلطنت به دست میرزا رضای کرمانی


امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 0

تاريخ : شنبه 1 ارديبهشت 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

تبدیل شمسی به قمری
تبدیل شمسی به قمری
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 0

تاريخ : چهارشنبه 29 فروردين 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

هجری به میلادی
هجری به میلادی
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 1

تاريخ : چهارشنبه 29 فروردين 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

شیرین بینا

شیرین بینا را سالهاست در نقش های زنی آرام و مادری مهربان می بینیم. سریال های مسافری از هند و کمکم کن ( قاسم جعفری) مجموعه هایی بودند که در تثبیت این کلیشه و همچنین مشهور شدنش سهم مهمی داشتند، هر چند او حضور در مجموعه های تلویزیونی را از سال ها قبل و با بازی در یکی از قسمت های  مجموعه «کاراگاه»

 ( حسن هدایت) آغاز کرده بود. بینا که متولد آذربایجان شرقی است علاوه بر بازیگری  در نوشتن  فیلم نامه « دیوار» با محمد علی  طالبی همکاری داشته و فیلم کوتاهی به نام « نقش عشق»  را ساخته که جزو فیلم های برگزیده جشنواره سوم کوثر شناخته شده است. بینا ساعتی مهمان «نوجوانها» بود.

مخاطب شما را بیشتر در نقش مادر و خواهر های مهربان و دلسوز می شناسد؛ نگران نیستید که نقش های خود را تکرار کنید؟

بله همین طور است و به همین دلیل کار نمی کنم، چون نقش های کلیشه ای و تکراری به من پیشنهاد می شود. پیشنهاد هایی که به من می شود همه در یک حد و اندازه است؛ به طور مثال نقش مادر فداکار و خانه دار پیشنهاد می شود که قبول نمی کنم و تصور می کنم همه فهمیده اند که علاقه ندارم نقش های تکراری بازی کنم. کارگردان ها و عواملی که از بازیگران برای کار دعوت می کنند باید این شجاعت را داشته باشند و به بازیگر اعتماد کنند زیرا یک بازیگر می تواند در قالب های مختلفی مانند خاکستری، منفی و چند بعدی هم بازی کند، چون بازیگر است. بازیگر علاقه دارد در نقش ها و شخصیت های مختلف در قاب تصویر شود و خود را محک بزند و بتواند توانایی خود را به نمایش بگذارد.

در حال حاضر به عنوان یک بازیگر تلویزیون از نحوه پخش سریال ها راضی هستید؟

پخش هفتگی یا یک شب در میان سریال ها به سیاست گذارهای عوامل تلویزیون است و آنها تصمیم می گیرند. به نظرم شاید عوامل دست اندر کار یک سریال علاقه داشته باشند که سریالشان مدت طولانی روی آنتن باشد. به طور مثال هنگامی که یک سریال هفتگی پخش می شود یک سال روی آنتن است اما اگر یک شب در میان باشد خیلی زود تمام می شود و به فراموشی سپرده می شود.پس باید بگویم رضایت من زمانی باید بیان شود که آثاری روی آنتن دارم و باز هم بستگی دارد که چقدر یک اثر را دوست دارم.

شما در سینما کم کار هستید و در سینمای کودکان و نوجوانان کار های قشنگی با

« محمد علی طالبی» انجام داده اید؛ چرا اکنون کار نمی کنید؟

تولیدات سینمای کودکان و نوجوانان کم است، البته در گونه کودکان و نوجوانان برای بازی دعوت نشدم و اگر پیشنهاد داشته باشم به طور حتم برای نقش مادر خانه دار است، چون می دانند من نقش مادری را که نتواند پر قدرت و تاثیر گذار باشد، بازی نمی کنم و دوست دارم زن توانمند و تاثیر گذاری باشم. در حال حاضر  به سینمای کودکان و نوجوانان توجه نمی شود داستان ها به سوی طنز بی محتوا گرایش پیدا کرده است.

متاسفانه سلیقه مخاطب را به سطح نازلی پایین آورده اند. تلویزیون و سینما برایم فرقی نمی کند و علاقه مندم در سینما کار کنم؛ البته اگر نقشی که برایم نوشته شده جای کار داشته باشد. در سینمای ما معمولاً برای نقش اول سراغ بازیگرانی می روند که رسانه ای هستند و بازیگران را در حد نقش مکمل استفاده می کنند. من پیشنهاد در این زمینه زیاد دارم اما گفته ام نقش فرعی سینما را بازی نمی کنم، زیرا ترجیح می دهم نقش های اصلی و خوب تلویزیون را بازی کنم.

حضور شما معمولا در مجموعه های اجتماعی- خانوادگی طی این سالها مشهود بوده، چرا هیچ وقت  سعی نکردید متفاوت بازی کنید؟

من معمولا برای کارهایم انتخاب نمی شوم بلکه انتخاب می کنم. این قضیه بیشتر به نوع تولیدات ما بر می گردد.


امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 0

تاريخ : چهارشنبه 29 فروردين 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

علینقی وزیری

کلنل وزیری فرزند موسی، افسر قزاق، در نهم مهر ماه سال ۱۲۶۵ خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود. پدرش افسر بود. در قدیم رسم بود که هر کس شغل پدر را پیش می گرفت. بنابراین، پیش بینی می شد که علینقی وزیری و برادران دیگر هم که جمعاً پنج پسر بودند، وارد خدمت نظام خواهند شد. اما تصادفاً دو تن از آنان هنرمند شدند و سه برادر دیگر خدمت ارتش را پیشه ساختند. این دو هنرمند، یکی علینقی است و دیگری برادر کوچکش، حسن علی که ابتدا نواختن سنتور را نزد حسن سنتوری آغاز کرد ولی آن را ادامه نداد و عاشق نقاشی شد و به استاد زمانه، کمال الملک، سر سپرد و دنبال این هنر را گرفت تا به کمال رسید. محیط خانوادگی وزیری برای آشنایی با موسیقی مساعد بود زیرا دایی مادرش، که پیرمرد دانشمندی بود، مجلس درس داشت و فلسفه و علوم متعارف آن زمان را از جمله موسیقی تدریس می کرد. دایی اش، حسین علی خان قزل ایاغ، ذوق موسیقی داشت و تار می نواخت. مادرش هم به موسیقی وارد بود، ضرب می گرفت و آواز می خواند. هنگامی که علینقی به سن چهارده سالگی رسید، پدرش موسی خان میرپنج، به ریاست قشون استرآباد ماموریت یافت. از آنجا که علینقی بچه خوش بنیه، سالم و زیرکی بود، مادرش به موسی خان گفت: اگر من بتوانم سایر کودکان را در غیاب تو نگاهداری کنم، از عهده این یکی درست برنمی آیم، بهتر است او را هم با خود به سفر ببری. میرپنج نظر فرزندش را پرسید و علینقی که عاشق سواری و تیراندازی و شمشیربازی بود، اظهار خرسندی کرد. پدرش او را نزد رئیس قزاقخانه برد و گفت: من می خواهم پسرم را که استعداد نظامی خوبی هم دارد، با خود به سفر ببرم ولی هنوز او به سن سربازی نرسیده است. وقتی رئیس قشون دید که او از برخی فنون نظامی به خصوص شمشیربازی اطلاع دارد و بنیه اش هم خوب است، موافقت کرد که پسر میرپنج هم لباس نظامی بپوشد و قزاق شود. در اردوی نظامی، دو سه تن شیپورچی بودند که فرمان های نظامی را می نواختند و مخصوصاً یکی از آن ها از بقیه متبحرتر بود. علینقی به شیپور زدن علاقه پیدا کرد و در مدت چند ماهی که در اردو بود، اجرای تمامی فرمان ها را به خوبی فراگرفت، به طوری که شیپورزن قابلی شد. علینقی پانزده ساله بود که اولین مشق های موسیقی را از دایی خویش، حسین علی خان، روی تار فراگرفت. دیری نگذشت که به ساز علاقمند شد و از معلم خود جلو افتاد. یکی دو سال که گذشت، چنان به موسیقی علاقه پیدا کرد که تمام اوقات فراغت خود را به نواختن مشغول بود. برادر کوچکترش، حسن علی خان، می گفت: برادرم هر کجا سازی می دید، نمونه ای به دست می آورد، چنانکه به تدریج اتاقش موزه ای از سازها شد. تار، سه تار، کمانچه، سنتور، ویولن، فلوت، قره نی، ضرب، دایره، و حتی شیپور هم در اتاقش دیده می شد و همه این سازها را کم و بیش می نواخت اما به ویولن و مخصوصاً تارآشنایی بیشتری داشت. حسینعلی خان می گفت: وقتی دیدم علینقی با همه این سازها آشنایی دارد، چون به ذوق او پی بردم و دانستم که هرگز کسی نخواهد توانست این همه ساز را خوب بزند، او را تشویق کردم که فقط تار بزند. او هم نصیحت مرا پذیرفت ولی از ویولن دست برنداشت. وی اولین درس نت خوانی را از یاور آقاخان، افسر موزیک، آموخت و بعد از اندک مدتی دریافت که دیگر معلمش چیزی در چنته ندارد که به او بیاموزد. سپس وی با کشیشی فرانسوی به نام پرژو آشنا شد که پیانو می نواخت. علینقی از وی خواهش کرد که به وی درس بدهد. کشیش کتابی به وی داد که در اصل دائره المعارفی در باب موسیقی بود. علینقی با خواندن این کتاب دریافت که علم موسیقی فقط نت خواندن نیست و مباحث دیگری هست که باید نزد استاد فراگرفت. وی مباحث تئوری و هارمونی را از کشیش آموخت ولی ماموریت کشیش در ایران تمام شد و از ایران خارج شد. اینجا بود که علینقی تصمیم گرفت برای تکمیل معلومات خویش به اروپا برود. وی‌ در ‌۳۱‌ سالگی‌ به‌ مدت‌ ‌۵‌ سال‌ در پاریس‌ و برلین‌، به‌ تحصیل‌ و تجربه‌ در علوم‌ متعارف‌ موسیقی‌ غرب‌ پرداخت‌‌.در طی این سالها علاوه بر تکمیل دانش خود، در نوازندگی تار هم تبحر خاصی پیدا کرد. به طوریکه علاوه بر فرمهای موسیقی ملی، قادر بود آهنگهای فرنگی را هم با تار بنوازد. این کار وی در آن زمان نوعی ابتکار و امتیاز محسوب می شد.کلنل پس از خاتمه تحصیلات خود، در سال ۱۳۰۲ خورشیدی، به ایران بازگشت و در اسفند همان سال با تاسیس مدرسه عالی موسیقی، اولین سنگ بنای موسیقی علمی ایران را گذاشت. در آغاز تاسیس، شاگردان زیادی به آموزشگاه آمدند که از آن جمله، ابوالحسن صبا، روح الله خالقی، سلیمان سپانلو، حسین سنجری، موسی معروفی، جواد معروفی، حسینعلی ملاح، فروتن راد، عبدالعلی وزیری و علی اکبر همایون بودند. در سال ۱۳۰۳ وی با یاری شاگردانش، ارکسترکوچکی ترتیب داد و برای دوستداران موسیقی، “کلوب موزیکال” به راه انداخت. تا آن زمان موسیقی ایرانی کاملاً سینه به سینه منتقل و آموخته می شد، ولی علینقی وزیری پس از آشنایی با آقا حسینقلی (استاد بزرگ تار)، به او پیشنهاد کرد تا ردیف وی را به خط نت بنویسد. او هم پذیرفت و علینقی این کار را طی مدت دو ماه به اتمام رساند. سپس ردیف میرزا عبدالله را نیز به خط نت تبدیل کرد. وی از همان زمان تا واپسین دم حیات خود، در راه اعتلای موسیقی ملی گام برداشت. به این سبب باید به حق، وزیری را پایه گذار موسیقی نو در ایران دانست.اعضای این کلوب که گروهی از ادیبان، نویسندگان، موسیقیدانان و شاعران بودند، دوشنبه ها گرد هم جمع می شدند و به گفتگوهای ادبی می پرداختند. در شب هایی که کلوب موزیکال برنامه داشت، کلنل خود رهبری ارکستر را بر عهده می گرفت و گاهی هم به همراه ارکستر می خواند. موقع خواندن نیز، از شیوه دیگران پیروی نمی کرد. به جای اینکه اوج گیرد و وسعت حنجره خود را در تحریرهای طولانی نشان دهد، به معنای شعر هم توجه می کرد. به همین جهت، بعضی از هنردوستان آوازش را چندان نمی پسندیدند. وزیری با دایر کردن کلوب موزیکال، در طول چهار سال فعالیت کلوب، ابتکار دیگری نیز به خرج داد و آن این که موسیقی را با تئاتر درآمیخت و به تاسیس کلاسی برای تربیت هنرپیشه اقدام کرد و پس از چندی به همراه عده ای از شاگردان همان کلاس، نمایشنامه های متعددی را روی صحنه آورد. وی همراه گروه خود به شهرهای رشت و بندر انزلی (پهلوی) سفر کرد و در این شهرها به اجرای برنامه پرداخت.


امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 0

تاريخ : چهارشنبه 29 فروردين 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

فسیل

فسیل ها خبر از موجودی می دهند که روزگاری زنده بوده است. اگر می خواهید بدانید فسیل چگونه به وجود می آید ، چرا فسیل ها مخصوصا فسیل جانوران منقرض شده برای فسیل شناسان مهم هستند و از همه مهم تر اگر می خواهید خودتان فسیل درست کنید پیشنهاد می کنیم این مطلب را تا آخر بخوانید.

فسیل کلمه ای انگلیسی و به معنای "پنهان شده" است. فسیل ها انواع مختلف دارند . اندازه یک فسیل می تواند به کوچکی یک دانه و یا به بزرگی یک استخوان دایناسور باشد. فسیل ها در شرایط جوی مناسب و خاص به وجود می آیند. یک فسیل می تواند سندی از میلیون ها سال پیش باشد.

15603461-model-dinosaur-fossil

فسیل گیاهان:

فسیل دانه های سخت و ساختارهای چوبی گیاهان ، بیشترازفسیل گل ها و برگ ها وجود دارند.

از گل ها و برگ های خشک شده اثری به عنوان فسیل باقی نمی ماند ولی اثر و ساختار ظریف آنها طی شرایطی روی یک جسم باقی می ماند و تبدیل به فسیل می شود.

Plant-fossil

فسیل حیوانات:

بقایای مانده از دندان ، استخوان ، پوست های سخت مانند لاک و صدف ، فسیل های ماندگارتری نسبت به پوست ، گوشت ، خز ، مو و پر حیوانات هستند. اگر خوش شانس باشید این فسیل ها را می توانید در کنار اسکلت ، زیر خاک و در جاهای دست نخورده پیدا کنید.

pikespeak.fossil-fish

فسیل نرم تنان :

هنگامی که در کنار دریا صدف جمع می کنید شاید بین آنها فسیلی از یک نرم تن بیابید. فسیل ها با حرکت دائم آب از زیر خاک ، گل و لای یا ماسه در می آیند و ممکن است در ساحل پیدا شوند .


امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 0

تاريخ : چهارشنبه 29 فروردين 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

حمام شیخ بهایی

حمام شیخ بهایی با راز عجیب خود، گرم شدن به وسیله یک شمع نشان دهنده نبوغ ایرانی و هنرمندی آن در طراحی، معماری و ساخت بنا ست که مدت ها ذهن جهانیان را به خود مشغول کرده بود.
شیخ بهایی از بزرگترین دانشمندان عصر صفوی در دوره شاه عباس است. او در فلسفه، منطق، نجوم و ریاضیات تبحر و صاحب نظر و اندیشه بود.
علاوه بر معماری حمام، ساخت ساعت آفتابی در حرم مطهر امام رضا (ع)، معماری مسجد امام اصفهان، مهندسی حصار نجف و... که زاییده ذهن خلاق و نبوغ ذاتی او بود برای ما به یادگار مانده است.
این حمام در شعاع 100 متری گنبد نظام الملک در جنوب مسجد عقیق اصفهان قرار دارد. از نظر معماری متعلق به دوره صفویه است و شرایط معماری آن دوره را رعایت کرده است.
در نقل هایی تاریخی هر کجا از ای حمام سخنی به میان آمده است با نام حمام اسرارآمیز از آن یاد شده است.
معماری داخلی حمام به این صورت بود: مکانی با سنگ مرمر برای ماساژ بدن، غرفه هایی برای استراحت و صرف غذاها و نوشیدنی هایی که در حمام های عمومی آن زمان رایج بود.

این حمام دو معمای رازگونه دارد که تا به امروز به صورت صد در صد حل و کشف نشده اند.

معمای اول، روشن بودن همیشگی شمعی به عنوان تنها منبع گرمایی حمام است.
معمای دوم، گرم شدن مخزن بزرگ حمام با همان یک عدد شمع.
نظر دیگری که، عنوان گردیده است وجود عصارخانه ای (محلی است که از دانه های روغنی، روغن تهیه می کنند) در نزدیکی مسجد است که از این عصارخانه روغن خاصی به مخزن گرمایی حمام راه پیدا می کرد.
حدس دیگر که راجع به روشن بودن همیشگی شمع زده می شود این که سیستم لوله کشی سفالی زیرزمینی در بین آبریزگاه مسجد جامع و این حمام وجود داشته است که به روش مکش گازهای متان و اکسیدهای گوگردی را به خزانه حمام می رسانده است و با محاسبات دقیق شیخ بهایی و طراحی منحصر به فرد خزینه این گازها به عنوان منبع گرما در مشعل خزینه می سوخته است.
در حین مرمت این حمام لوله های سفالی و چاه هایی کشف شد که نظریه بالا را تایید می کند. بنابراین آب همیشه گرم این محل با سیستم "دم و گاز" یعنی به کمک گاز متان فاضلاب مسجد جامع و چیکیدن روغن عصارخانه شیخ بهایی تامین می شد.
امروزه علم بازیافت فاضلاب و تولید انرژی از آن در کشورهای اروپایی و آمریکایی بسیار رایج است اما متاسفانه در ایران کاربردی ندارد.
راز دوم با کشف یک مخترع از مشهد تا حدودی مشخص شد.


امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 0

تاريخ : چهارشنبه 29 فروردين 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

قایقی خواهم ساخت

قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب... آری...قایقی میسازم...چوب و لوازمش را هم دارم...فکر رفتن توی سر دارم. می خواهم از اینجا بروم. برای همیشه. اصراری ندارم که کمکم کنی یا همراهم باشی. برو...تنهایم بگذار... می خواهم تنها باشم. تنهای تنها. مثل اینکه تنهایی بهتر از جفت بودن است...زین پس میخواهم با خلوت خودم جفت شوم. میخواهم به جای تو خدایم نازم را بکشد. قایقم را که ساختم، توی آب نمی اندازم! آتشش میزنم تا با دودش خدا را متوجه خودم کنم. سپس سوار قایقم میشوم، تا هیزمی شوم برای سرخ تر شدن شعله هایش...تا شعله های آتش به روحم بال پرواز بدهد.بال پرواز به سمت هرچه بی نهایت است. میدانم، پیش خدا هم که بروم، جز آتش نصیبم نمیشود.اما هر چه باشد از این کره ی خاکی کدر بهتر است.هر چه باشد آنجا در آتش خودت میسوزی و میسازی و میریزی وکسی کاری به کارت ندارد،نمی گویند چرا زبانه های آتش تو رنگ عجیبی دارد.آنجا هیچکس با من کاری ندارد.من هم اینجا کاری ندارم.میخواهم بروم.جایی که تهی ست از هر چه آدم... خدایا دستم را بگیر و مرا ببر پیش خودت! آثار"زمین هم عاشق شده!" زمین را نگاه کن...جامه ی نارنجی به تن کرده...قلبش مثل آهن گداخته سرخ شده!چهره در هم کشیده...اگر کمی ناملایم با او سخن بگویی،رنجیده خاطر میشود و شروع میکند به اشک ریختن و فریاد زدن... عاشق است دیگر...هر کس عاشق شود روزگارش همین است.تا دهان باز میکنی تا کلامی با او سخن بگویی برافروخته میشود و می غرد! عاشق شدن خودمان را به یاد داری؟!تو آرام و قرار نداشتی...همیشه ابروهایت بهم گره خورده بود و چشمانت نیمه باز بود وقتی که رنجور میشدی!چشمان من هم که همیشه ی خدا تر بود!تا ناراحت میشدم صدایم می لرزید و اشکهایم جاری میشد.تو اشکهایم را پاک میکردی و میگفتی از چشمانت مروارید می بارد و مانند صیاد کار کشته ای با حوصله اشکهایم را صید میکردی و به قول خودت گنجینه ای می ساختی از مروارید های احساس یک عاشق! من و تو توی این جاده ی باریک و طولانی،روزگار گذرانده ایم!عاشقی کرده ایم!پا روی قلب چروکیده و زخم خورده ی برگها گذاشته و دردهایشان را شنیده ایم!یادش بخیر وقتی پاییز فرش سرخ و دست بافش را روی زمین پهن کرده بود من و تو ساعتها توی این جاده ی باریک زیر باران،بدون چتر قدم زده ایم و خیس شده ایم...نگاه کن...زمین هم عاشق شده...درست مثل ما!!! 


امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0


برچسب : ,
تعداد بازديد : 1

تاريخ : چهارشنبه 29 فروردين 1397 زمان : : | نويسنده : | لينك ثابت |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
صفحات ديگر
تعداد صفحات : 7 | صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد
امارگیر سایت